محمد بن محمد بن أحمد القرشي ( ابن الاخوة ) ( مترجم : جعفر شعار )

33

آيين شهردارى ( فارسى )

است ، ليكن بنا به قراين حالى مىتوان منع كرد يا روا شمرد . رسول خدا بر عايشه وارد شد وى را ديد كه با دختران بازى مىكند ، و سخنى نگفت و بازنداشت . و حكايت شده است كه ابو سعيد اصطخرى را كه از اصحاب شافعى بود در روزگار مقتدر حسبت بغداد دادند . وى بازار « راذى » را به سبب آنكه جز براى نبيد حرام مورد استفاده نبود از ميان برد و بازار لعب را بجا گذاشت و منع نكرد و گفت : عايشه ( رض ) در حضور پيغمبر ( ص ) با دختران بازى مىكرد و پيغمبر منع نمىكرد . وظيفهء محتسب نيست كه منهياتى را كه ظاهر نشده است تجسس كند و پرده‌ها را بردرد . چه رسول خدا ( ص ) فرمود : « هركس يكى از اين كارهاى زشت را انجام دهد بايد به پوشانيدن خدا پوشيده بماند و گرنه در صورتى كه آشكار شود به وى حد زده مىشود . » « 1 » پس محتسب از كار حرامى كه ظاهر شده است مىتواند نهى كند و اگر كسى در خانهء خود دور از چشم مردم گناهى كند و در را ببندد محتسب را روا نيست كه تجسس كند مگر آنكه هتك حرمتى در ميان باشد كه امكان تلافى آن از دست مىرود ، مانند اينكه شخص راستگويى خبر دهد كه مردى در خلوت به قصد كشتن ديگرى افتاده است يا مىخواهد با زنى زنا كند كه در اين حال تجسس و كشف قضيه و جستجو رواست تا فرصت ممانعت از هتك حرمت مردم و ارتكاب به گناه از دست نرود . و نيز در موردى كه بيرون از حد شرعى باشد تجسس و پرده‌درى روا نيست . روايت كرده‌اند از عمر بن خطاب ( رض ) كه بر گروهى وارد شد كه مى مىخوردند و در ميخانه‌ها « 2 » آتش افروخته بودند . گفت : من شما را از اين دو كار بازداشته بودم ولى شما بدان كار نبسته‌ايد ! گفتند : خدا ترا

--> ( 1 ) - « من اتى من هذه القاذورات شيئا فليستتر بستر الله فانه من يبد لنا صفحته يقم حد الله عليه » . ( 2 ) - متن اخصاص است جمع خص ( به ضم اول ) به معنى خانهء نيين يا ميخانه .